هیچ چیز برای تو دست نیافتنی نیست

من حوریه اسلامی و به عنوان یک دکتر بعد از این از دانشگاه علوم پزشکی قزوین با شما صحبت میکنم.

من یه عاشق پزشکی بودم که علاوه بر پزشکی به کلی رشته دیگر هم علاقه داشتم. از تاتر تو هنر، تا وکالت تو انسانی و برنامه نویسی توی ریاضی. ولی فهمیدم که عشق غایی من همون پزشکی و پوشیدن اسکراب جراحی هست.

من توی مدرسه تیزهوشان درس خوندم و سال دهم علاوه بر پژوهش های مدرسه تقریبا خوب درس میخوندم. البته به دلیل تازه وارد شدن به دبیرستان و انجام کارهای متفرقه نمیشد به من یه دانش آموز مستقیم پیش به سوی کنکور گفت، اما با انجام اون کارها بازهم از درسم نمیزدم.
یازدهم خیلی جدی تر شد و ماهم توی مسیرمون متمرکز تر شدیم و بیشتر با تستی کار کردن آشنا شدیم و شروع کردیم به تمرین آزمون دادن.
تا رسیدیم به سال آخر؛ « دوازدهم»
الان که دارم از دور نگاه میکنم من اول این سال واقعا قوی شروع نکردم و علاوه بر اون دست راستم هم شکست و چند هفته از سرعت و تعداد تست زدن من به شدت کم کرد. ولی کم کم بیشتر دویدم ، بیشتر و تند تر دویدم، نیمسال دوم خیلی بیشتر تلاش کردم و توی عید سعی کردم نیمسال اول رو هم جبران کنم.

چند ماه آخر برای من مهم ترین بازه کنکور بود. توی اون زمان که اکثرا خسته شده بودن من دو برابر همیشه تلاش میکردم، زودتر بیدار میشدم و دیرتر میخوابیدم و تلاش و تلاش و تلاش و در نهایت به لطف خدا رسیدن به چیزی که میخواستم.
میخوام بهتون بگم از لحظه ای که به خودتون اومدید‌، باید بجنگید و قوی حرکت کنید از هیچ چیز نترسید و با قدرت حرکت کنید، به حرکت مستقل از اینکه نتیجه چی میشه تا دقیقا آخر مسیر ادامه بدید و هیچ چیزِ هیچ چیز رو برای خودتون دست نیافتنی ندونید

 

صدای برگزیده مشاور:

۱
۲
۳
۴
۵
میانگین امتیازات ۳ از ۵
از مجموع ۲ رای
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *